تبليغاتX
.

زندگی را به فردا مگذار

رویا های گاه و بی گاه را باکی نیست

به فردا های دور بیندیش

پشیمان روز های رفته نباش

تنها به امید

افق های امروز را بنگر

به هدف خویش بی هراس دست برآور

هر چند بعید نماید

در میا ن مردمان جهان آنان که به راستی برگزیده اند

آنان که به رویاهای خویش دست میابند

همواره آن کسانند که تنها رویبدان میکنند

که آن را مشتاقند

آری یکی باش نه از بی شمار خیال

بلکه در میان اندک شمار خاص

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 19:33  توسط محمد  | 


 

!سختی ها به ما می آموزند، که زندگی را بیشتر قدر بدانیم !

گاه پیش از آن که  زندگی اطراف را بشناسیم ، احساس ترس و تنهایی کرده ایم
همان گونه که رشد می کنیم زندگی دگرگون می شود 
و این حقیقتی است پذیرفتنی
 آموختن بیشتر ، رشد بیشتر را به همراه دارد
آزردن ، ترسیدن ، تنها ماندن و گریستن ،منزل های راه آموختن اند
درک احساساتمان ، زندگی را عرصه نبرد و پیروزی می کند 
 گذراندن دوران سخت از تو همان می سازد که هستی 
 


آغاز هر روز  نو  ،  به تو می گوید  که شایسته آنی که لبخند بزنی
آغاز هر روز نو ، تو را بر این باور می رساند که  میتوانی دل دیگری را شاد کنی 
زیرا این تویی که خوبی و زیبایی 
زیبایی تو در درون است  و درگران می توانند آن را احساس کنند 
شاد زی ! زندگی به تمامی در برابر توست 
زندگی از آن توست 
* فرصتی  در برابرت که آن کس و آن چیزی باشی که می خواهی
*

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 22:40  توسط محمد  | 

 

 

اگر ( م ) مشکلات را برداریم !  ! ! ! ! ! !  .

 

 

 

باید بدانیم که ما به دنیا آمدیم برای آزمایش نه برای آسایش !

 

اما آسایش با آرامش متفاوت است!

 

رو برو شدن با  سختی ها و مشکلات  به تو قـدرت میده پس هراسی به دلت راه نده

 

با قدرت آماده نبرد با مشکلات شو   

 

مشکلی نیست که آسان نشود      مرد خواهـد که هراسان نشود

 

دوستـان کمی غم برایـــمان نه تـنها  بد نیست بلکه ، خوب هم هست ، زیرا  در پس هر

 

رنجی  درسی و تجربه ای از شکست نهفته است !


( در گلزار جهان ، گلی  که می سوزد و گلاب می شود نیک بخت تر از ان گلی است که

 

 روی خاری روییده و روزی می ماند و سپس پژ مرده می شود و می خشکد !

 

مي دونی اگه صخره و سنگ تو مسيره رودخانه ی زندگيت نباشه صدای آب اصلا قشنگ نيست؟

 فرا مش نکنیم که  خدا وند هرگز ما رو فرا موش نکرده و تنهامون نمیزاره

 

                          " من از پدر و مادر به شما نزدیکتر و مهربان تر هستم "

 

اسكار وايلد:خداوند هر گاه بخواهد انساني را فاسد كند او را به تمامي آرزوهايش مي رساند

 

دوستان عزیزم :
                       آرزو نکن کارها آسانـتر باشد ، آرزو کن تـو بـهتـر باشی !

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 20:12  توسط محمد  | 

      

           وبـاز بـیآغاز Begin Again                                   

              

                                    

در خویـشتـن بازنگر وشادمانه ترین روزهایت را درنظرآور

و لحـظه های گرم احساس قـدرت را .

Begin to see yourself as you were

When you were the happiest

And strongest you've  ever been.

 

و نیک بـیند یـش ، آ نان را که با تو بود ند

وبکوش  تا افـسون، شگفت زنـدگی را باز یابی

Begin to remember what worked for you

(and what worked against you)

and try to capture the magic again.

 

لحـظه های شـیرین  کودکی را به خا طر آ ور

که هر روز ، عـمری را زیـست می کردی

و سخت آغـشـته طبیعت بودی .

  Begin to remember how natural it eas

 when you were a child - to live

a lifetime each day.

 

کوله بار سـنگین سالهای گـذ شته را به زمین گذار :

سختی های روزگاران پـیـشین

و گریه های د یروز

که در پژوا ک خـویش گم می شوند

Begin to forget the baggage you have

carried with you for years : the

problems that  don't matter anymore.

 

و نقش  زایـل شونده د لـوا پـسی های رفته

که در طراوت امـواج فرداها و آغـاز ها

نابود می شـوند و می میروند

And the worries that are going to

wash away on the  shore of tomorrow's

new beginning

 

به فردا گوش فرا دار، که رسیدن روزهای نـو را

نـوید می دهـد .

Tomorrow tells us it eill be here

every new day of our lives

 

که  روی از دشـواری های قـد یـم بگردانی

و بخـتی  اگر پـد ید آید ، آری ، آینده را

- و خویشـتن را -

And  give the future

- and ourselves-

a chance to become the best of friends.

 

و این هـمه را  تـنها آرزویی کـفایت کند در دل

و ا یـمانی که به تو می گوید ...

بـاز ، بـیآغاز

Sometimes all it takes

is a wish in the heart

to let yourself . . . begin again .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 21:12  توسط محمد  |